محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
495
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله لهما و لغيرهما في جيش ما منهم رجل إلّا و قد أعطاني الطّاعة و سمح لي بالبيعة طائعا غير مكره فقدموا على عاملي بها و خزّان بيت مال المسلمين و غيرهم من أهلها فقتلوا طائفة صبرا و طائفة غدرا فو اللّه لو لم يصيبوا من المسلمين إلّا رجلا واحدا معتمدين لقتله بلا جرم جرّه لحلّ لي قتل ذلك الجيش كلّه إذ حضروه فلم ينكروا و لم يدفعوا عنه بلسان و لا بيد دع ما أنّهم قد قتلوا من المسلمين مثل العدّة الّتي دخلوا بها عليهم . ( 2 ) » ترجمه طلحه و زبير و يارانشان بر من خروج كردند و همسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله - عائشه - را به همراه خود مىكشيدند ؛ چونان كنيزى را كه به بازار برده فروشان مىبرند . به بصره روى آوردند ؛ در حالىكه همسران خود را پشت پرده نگهداشته ، امّا پردهنشين حرم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را در برابر ديدگان خود و ديگران قرار دادند . لشكرى را گرد آوردند كه همه آنها به اطاعت من گردن نهاده و بدون اكراه و با رضايت كامل با من بيعت كرده بودند . پس از ورود به بصره ، به فرماندار من و خزانهداران بيت المال مسلمين و به مردم بصره حمله كردند . گروهى از آنان را شكنجه و گروه ديگر را با حيله كشتند . به خدا سوگند ، اگر جز به يك نفر دست نمىيافتند و او را عمدا بدون گناه مىكشتند كشتار همه آنها براى من حلال بود ، زيرا همگان حضور داشتند و انكار نكردند و از مظلوم با دست و زبان دفاع نكردند ، چه رسد به اينكه ناكثين به تعداد لشكريان خود از مردم بىدفاع بصره قتلعام كردند .